تصور کنید کودکی نُهساله برای اولین بار مدادی را در دست بگیرد؛ با تعجب، تردید و ناآشنایی کامل! در روزهای اول صبحرویش، ما با بچههایی روبهرو شدیم که هوش کاملاً طبیعی داشتند، اما در یادگیری الفبا و ریاضی جا میماندند. در مدرسههای عادی، سیستم آموزش خیلی زود به این کودکان برچسب «اختلال یادگیری» میزند، اما ما فهمیدیم داستان چیز دیگری است؛ «فقر شدید محیطی». بچههایی که در سالهای طلایی کودکیشان، دایره لغات بسیار محدودی در خانه شنیده بودند و دنیایشان از محرکهای سادهای مثل مدادرنگی و اسباببازیهای آموزشی خالی بود. پس تصمیم گرفتیم برای هر کودک، مسیر و پروتکلی اختصاصی بسازیم.
اما این فقر محیطی و کلامی، در کنار شرایط چندفرهنگی و حضور گویشهای مختلف، ما را متوجه نیاز بسیار مهم دیگری در مدرسه کرد: حضور تخصصیِ «گفتاردرمانی». مشکلات گفتاری و لکنت زبان در خانوادههای عادی معمولاً در سنین پایین کودک پیگیری میشود، اما در منطقه دروازهغار به دلیل ناآگاهی خانوادهها و هزینههای بالای گفتاردرمانی، کاملاً نادیده گرفته میشد. این اختلالاتِ گفتاری و اضطرابِ ناشی از تمسخر، دانشآموزان را بهمرور به سمت انزوا میکشاند. بنابراین طی دو سال گذشته، با همکاری همیاران گفتاردرمانی و ارجاع دانشآموزان به مراکز توانیاب، مداخلات جدی آغاز شد.
یکی از نمونههای ملموس این مداخلاتِ ترکیبی (روانشناسی و گفتاردرمانی)، مربوط به دختری است که در یکی از بازدیدهای مددکاریِ اجتماعی مدرسه شرایطش ارزیابی شد. پدری که مانع حضور او در مدرسه میشد و شرایط تلخ و سختِ خانه، باعث شده بود این کودک دچار لکنت شدیدی شود. زمانی که او به مدرسه آورده شد، متوجه شدیم لکنت او دقیقاً زمانی که میخواهد درباره مسائل خانوادگیاش صحبت کند تشدید میشود، تا جایی که دیگر قادر به بیان کلمات نیست.
با اطلاع بهموقع و ارجاع او به روانشناس مرکز و آغاز همزمان جلسات گفتاردرمانی، روند درمان شروع شد. تنها پس از گذشت یک ماه از این مداخلات، او توانست بهراحتی، روان و بدون لکنت درباره مسائلی که پیشتر زبانش را قفل میکرد صحبت کند.
دخترمان با این مداخلات توانست پیشنیازهای اساسی رفتاری و گفتاری را به دست بیاورد. تجربه او و دیگر کودکانمان نشاندهنده یک واقعیت بسیار مهم است؛ برای کودکانی که در چنین محیطهای پرآسیب و دشواری بزرگ میشوند، آموزش صِرف الفبا و ریاضی کافی نیست.
بچههایی که در سنین کم با فشارهای سنگین محیطی، استرس و انزوا روبهرو هستند، پیش از یادگیری دروس، به فضایی نیاز دارند که بار این آسیبها را از روی دوششان بردارد. تلاش ما در صبحرویش این است که با درک همین نیازهای ریشهای، مسیر رشدشان را هموار کنیم.