اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در twitter

روش‌های توانمد سازی کودکان‌کار

فاطمه قاسم زاده، عضو انجمن حمایت از حقوق كودكان و عضو كمیته پیشگیری و كاهش كودك آزاری وزارت بهداشت در گفت و گو با ایرنا با بیان این كه كودكان كار افرادی هستند كه از كودكی با محرومیت و آسیب رو به رو بوده اند، آنها را نیازمند توجه و حمایت مردم و مسوولان دانست و اظهار داشت كه دولت باید با بهبود وضعیت اقتصادی و توانمندسازی این قشر، از كار كردن آنها جلوگیری كند .هر كودكی كه در خیابان كار می كند و امكان رفتن به مدرسه و فراگیری تحصیل را نداشته باشد با آسیب های جدی روبه رو می شود هر چند میزان این آسیب می تواند برپایه مكان زندگی و كاری كه انجام می دهد متفاوت باشد اما در آسیب دیدن این بچه ها هیچ تردیدی وجود ندارد. كودكانی كه در خیابان ها كار می كنند به دلیل اینكه ساعت های طولانی در خیابان ها هستند و وضعیت غذایی آنها مناسب نیست و همچنین كمتر به استراحت می پردازند، با آسیب های جسمی مواجه می شوند. همچنین محیط خیابان یك محیط ناامن برای كودكان به شمار می رود و احتمال سوء استفاده از این بچه ها در زمینه های مختلف بسیار بالا است. از طرفی كودكانی كه در كارگاه ها كار می كنند نیز با آسیب های دیگری دست به گریبان هستند. در این كارگاه ها احتمال سوء استفاده از این بچه ها و ساعت های كاری متفاوت، وجود دارد. البته باید به تمام این كودكان به عنوان افرادی كه از كودكی با محرومیت بزرگ شده و هم آسیب دیده اند توجه داشت و برای برطرف كردن این پدیده اقدامی اساسی كرد.

بهترین مكانی كه می توان رفتار افراد جامعه را به كودكان كار مشاهده كرد خیابان ها است. به طور معمول سه نوع نگاه به این افراد وجود دارد؛ یك نوع برخورد ترحم برانگیز؛ یعنی شماری از مردم در مواجهه با این بچه ها به دلیل رحم و شفقت از آنها جنس و یا كالایی را خریداری می كنند و حتی پول اضافی هم به این كودكان می دهند.
نوع دوم نگاه منفی به این كودكان است. گاهی دیده می شود كه افراد جامعه با حالت خشم و نفرت به این كودكان نگاه می كنند و در برخی از مواقع به این وضعیت اعتراض دارند. البته شاید این گروه از افراد نمی دانند كه چرا این كودكان به این وضعیت دچار شده اند.
نوع برخورد سوم با این كودكان كه شامل افراد كمتری هم در سطح جامعه می شود، نگاه واقع بینانه است. این تعداد رنج و موقعیت این كودكان را درك می كنند اما نه نسبت به آنها نفرت دارند و نه به آنها احساس ترحم می كنند، بلكه به صورت داوطلبانه در سازمان های غیردولتی برای كمك به این كودكان، مشغول می شوند و معتقد هستند كه باید این بچه ها را یاری كرد البته نه كمك های مالی، بلكه باید به آنها آموزش داد و امكانات و اوقات فراغت بهتری برایشان در نظر گرفته شود، این نوع نگاه می تواند مثبت باشد چرا كه در پی تغییر در وضعیت این كودكان هستند.

 

 

 سازمان ها و انجمن های مردم نهاد گروه هایی از مردم به شمار می روند كه به صورت داوطلبانه علاقه مند به كمك و برطرف كردن مشكل های كودكان كار، محیط زیست و زنان هستند. هر چند گرفتن مجوز برای كار این نوع از انجمن ها بسیار سخت است اما افرادی كه دست به این كارهای انسان دوستانه می زنند بدون چشم داشت های مالی در پی این كار هستند.
سازمان های مردم نهاد فعال در زمینه كودكان كار هر ساله چند صد كودك را ثبت نام كرده و زیر پوشش خود قرار می دهند و در زمینه سوادآموزی و رسیدگی به كودكان كار فعال هستند. همچنین كودكان می توانند حداقل دو ساعت در روز را در این مكان ها حضور یابند و در كنار سوادآموزی اوقات فراغتی هم داشته باشند و مورد حمایت قرار گیرند. سازمان های مردم نهاد علاوه بر حمایت از كودكان كار، خانواده های آنها را نیز برای سوادآموزی و كارهای دیگر زیر پوشش قرار می دهند و برای آنها كارآفرینی می كنند. البته خانواده بیشتر این كودكان به دلیل اینكه حضور در این مركزها باعث كاهش درآمد فرزندانشان می شود با شركت آنها مخالف هستند. به همین دلیل مشاهده می شود كه كودكان ایرانی یك چهارم جمعیت این مركزها را تشكیل می دهند و سه چهارم از این كودكان شهروندان خارجی هستند.
سازمان های مردم نهاد فعال در حوزه كودكان كار با چالش های فراوانی از گرفتن مجوز تا كمبودهای مالی روبه رو هستند. اگر در زمینه تاسیس و كمك به این سازمان ها كارهای داوطلبانه صورت بپذیرد بسیاری از مشكل های كودكان كار نیز برطرف خواهد شد. هر چند این امر وظیفه دولت را در زمینه رسیدگی به كودكان كار كاهش نمی دهد؛ چرا كه در مرحله نخست وظیفه دولت است كه با توجه به بهتر كردن وضعیت اقتصادی مردم به این بچه ها كمك كند اما در كنار دولت افرادی هم می توانند با سازمان دهی انجمن ها و موسسه های داوطلب به مبارزه با این پدیده بپردازند.
البته باید گفت كه برخی از سازمان های دولتی وظیفه دارند كه به این نوع از سازمان ها كمك كنند كه گاهی نسبت به انجام دادن آن كوتاهی می شود. به عنوان نمونه شهرداری وظیفه دارد كه سخت افزاری مانند مكان را در اختیار سازمان های مردم نهاد قرار دهد.
نتیجه اینكه هدف سازمان های مردم نهاد در زمینه كودكان كار توانمند كردن این بچه ها است كه بتوانند از وضعیتی كه در آن قرار دارند نجات یابند و به زندگی بهتری دست پیدا كنند.(۱)

بروز آسیب‌هاي اجتماعی گوناگون و فقدان برنامه ریزي در این حوزه، امکان ادامه ي رشد طبیعی و زندگی کودکان را مختل و جوامع را با پدیدهي نوظهور کودکان‌کار و خیابان روبرو ساخته است

با توجه به پیشینه‌هاي پژوهشی موجود به نظر می‌رسد از یک سو عواملی چون سرمایه ي اجتماعی و کارآفرینی اجتماعی بر توسعه ي توانمندي هاي کودکان کار و خیابان تأثیرگذار باشند و از سوي دیگر کارآفرینی اجتماعی نقش میانجی‌گر در رابطه ي بین سرمایه ي اجتماعی و توانمندسازي کودکان کار و خیابان ایفاء نماید. نگاهی به وضعیت کودکان کار و خیابان در کشور ما مشخص می‌نماید که فقدان برنامه ریزي و هماهنگی صحیح بین متولیان دولتی و سازمان‌هاي مردم نهاد در راستاي توانمندسازي کودکان در معرض خطر سبب شده است تا فعالیت‌هاي ساماندهی در ایران عمدتاً در سطح حرکت کرده و قسمت اصلی انرژي و منابع مالی و انسانی خود را مصرف اقداماتی ضربتی و نمادین (و نه بنیادین) شامل خارج نمودن سریع و شتابزده کودکان از خیابان، نگهداري موقت در مراکز دولتی و بازگرداندن به شهرهاي خود نماید. این در حالی است که چنین اقداماتی در بلندمدت ضررهاي فردي و اجتماعی گستردهاي در پی خواهد داشت. بنابراین ضرورت نیاز به ایجاد بستري به منظور رشد و تکامل بهنجار این کودکان، رعایت حقوق، تغییر شرایط دشوار زندگی و ایجاد امید در آنان بیش از پیش اهمیت دارد.(۲)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *