بایگانی ماهانه

آرشیو ماهانه با ساختار تاریخ

موانع اثرگذار بر تحصیل کودکان کار

توسط دسته بندی نشده6 نظر

موانع اثرگذار بر تحصیل کودکان کار

 

کودکان کار، در طول حیات اجتماعی خویش، با مشکلات عدیده­ای رو به رو می­شوند. یکی از این مشکلات، موانع به وجود آمده در مسیر کسب دانش و تحصیلِ مهارت­های زندگی آن­ها می­­باشد. کودکان کار، بیش از هر کودک یا شخص دیگری نیاز به تحصیل در مدارس را احساس خواهند کرد. دلیل عمده آن نیز، به وضعیت خانوادگی این کودکان باز می­گردد. کودکان، بخش اعظمی از دانشِ تعامل با اجتماع و مهارت­های زندگی اجتماعی خود را در کانون خانواده کسب می­کنند. حال در صورت ضعف کارکردیِ نهاد خانواده، کارکرد مدرسه و نهاد آموزش، بیش از پیش خود را نمایان خواهد کرد.

با این وجود، کودک کار، برای کسب دانش و مهارت­های حیات اجتماعی خویش، با موانع اثرگذاری مواجه است.

برای مطالعه معضل کودکان کار اینجا را کلیک کنید

در یک دسته ­بندی کلی، موانع اثرگذار بر تحصیل کودکان کار را می­توان شامل فقر اقتصادی خانواده، وضعیت سلامت جسمانی والدین، اتباع بودن و مکان زیست دانست.

  • فقر اقتصادی خانواده

تعداد بیشماری از کودکان کار و خانواده­ های­شان با مشکلات عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم می­کنند. بسیاری از پژوهشگران حوزه کودکان کار، دلیل اصلی کودکِ کار شدن چنین کودکانی را وضعیت اقتصادی خانواده­های­شان دانسته و سایر متغیرهای اثرگذار را در رده­های پایین­تری از مقوله اقتصادی مفروض دانسته­اند. بسیاری از این کودکان، از آن­جا که  خانواده­شان دچار تله فقر و محرومیت بوده، برای امرار معاش خانواده، در طول روز، ساعات مدیدی را به کار در کارگاه­ها، کوره­پزخانه­ها، چهارراه­ها و … مشغول می­باشند. به عبارت دیگر، در این مقوله، فرض بر آن است که والدین کودک به کار اشتغال داشته، اما به دلیل پرداختن به کارهای سیاه (پست) مانند دستفروشی، حمل بار و … قادر به تأمین مخارج خانواده خویش نیستند.

منبع تصویر: https://www.forsatnet.ir/805-17.html

در چنین وضعیتی است که کودک خانواده برای کمک در تأمین معاش خانواده، بالاجبار به کار می­پردازد. در این شرایط، بسیاری از کودکان اصولاً وقتی برای آموزش و تحصیل نخواهند داشت. یا حداقل در صورت پرداختن به تحصیل، تحصیل آنان یا ناقص خواهد ماند یا کیفیت مناسبی ندارد. به عنوان مثال، در موارد متعددی (در مدرسه کودکان کار صبح رویش) مشاهده شده است که بسیاری از کودکان کار، در ساعات اولیه حضور در مدرسه به دلیل اشتغال به کار (تا ساعات پایانی روز یا نیمه شب)، حالت خستگی شدید و خواب آلودگی دارند. قطعاً در چنین شرایطی، کیفیت تحصیل و کسب دانش سیر نزولی خواهد داشت.

  • وضعیت سلامت جسمی والدین
 کودکان کار بیشماری موجودند که با وجود سلامت جسمی والدین و داشتن سرپرست، اما به دلیل فقر فزاینده خانواده (فقر اقتصادی خانواده)، بالاجبار به اشتغال مشغول می­شوند.

اما کودکان کاری هستند که به دلیل ضعف جسمانی پدر، مادر (یا هردو) یا دلایلی دیگری مانند فوت یکی از والدین، به علت تأمین نیازهای خانواده به کار می­پردازند. کودکان کار بسیاری وجود دارند که به خاطر اعتیاد والدین و عدم توانایی آنان در

منبع تصویر: http://www.taadolnewspaper.ir

پرداختن به کار (بی­خانمانی، معلولیت و…) یا ترک خانواده، مجبورند تا ساعات طولانی­ای را در روز بر سر چهارراه­ها، کارگاه­ها و … سپری کنند.

مشاهده گزارش بررسی سلامت کودکان کار مدرسه صبح رویش تابستان و پاییز ۹۸

 

به عبارتی، در این شرایط، کودک صرفاً به دلیل فقر اقتصادی خانواده و کمک کردن به والدین، به اشتغال نمی­پردازد، بلکه کودک در قامت سرپرست خانواده (یا یکی از سرپرستان خانواده) نمایان می­شود. این اشتغالِ به کار (چه ناشی از فقر اقتصادی خانواده باشد، یا ناشی از نبود سرپرست یا عدم توانایی­شان به اشتغال باشد)، از اثرگذارترین متغییرهای تأثیرگذار بر روند کسب تحصیل برای این کودکان به شمار می­آید.

  • فقر فرهنگی

 اشتغال به کار کودکان کار و محرومیت آن­ها به تحصیل، صرفاً ناشی از مشکلات اقتصادی خانواده نیست. به عبارت دیگر، از دیگر موانع تأثیرگذار بر کسب تحصیل کودکان کار، می­توان به فقر فرهنگی خانواده اشاره کرد. خانواده­های متعددی وجود دارند که اصولاً کار کودک را پذیرفته­اند و این پذیرش کار کودک، بخشی از سنت فرهنگی­ آنان به شمار می­آید. در این شرایط، کار کودک، برای سرپرست او، موضوعی عادی و بهنجار قلمداد می­شود.

از این­رو، برای بسیاری از والدین این امر پذیرفتنی است که با وجود وضعیت سالم­شان، کودک بایستی به کار بپردازد. از دیگر سو، خانواده­هایی وجود دارند که درس خواندن را مناسب آینده کودکان نمی­دانند. بنابراین، وقتی پدر، خودش از بچگی کار کرده و پدرش همینطور، چگونه می­شود او را متقاعد کرد که بچه­اش به جای کار به تحصیل بپردازد؟. به همین دلیل، فقر فرهنگی نیز، از موانع اثرگذار بر روند تحصیلی کودکان کار به شمار می­آید. قطعاً اگر وزن چنین متغیری بیشتر از وزن متغیر اقتصادی نباشد، اثرگذاری آن کمتر نخواهد بود.

  • اتباع بودن

اتباع بودن خانواده نیز، از جمله متغیرهای اثرگذار بر تحصیل کودکان کار به شمار می­آید. بسیاری از این کودکان، اتباع افغانستانی، پاکستانی و … بوده ­اند که والدین­شان فاقد برگه­های هویتی برای سکونت در ایران می­باشند. به همین دلیل، از ترس دستگیری و رد مرز شدن، به کار نمی­پردازند. یا در صورت اشتغال به کار، به دلیل اتباع بودن­شان، به کارهای سیاه و کم درآمد مشغول­اند؛ کارهایی که کفاف درآمد خانواده را نمی­دهد. در این شرایط است که کودک برای امرار معاش خانواده و کمک به تأمین هزینه­های زندگی به کار مشغول می­شود. هر چند که این کودکان، به دلیل اتباع بودن­شان در بسیاری از مدارس پذیرفته نمی­شوند و این طرد از اجتماع مبدأ نیز از موارد اثرگذار بر روند تحصیلی آنان قلمداد می­شود. در برخی از مدارس، مشاهده شده است که از والدین این کودکان به دلیل غیرایرانی بودن­شان، مبالغ زیادی درخواست کرده­اند. در چنین شرایطی، کودک به دلیل  ضعف اقتصاد خانواده در تأمین چنین هزینه­هایی مجبور به ترک تحصیل خواهد شد. هر چند، در صورت پذیرش، 

بسیاری از این کودکان به دلیل اتباع­ بودن­شان مورد تمسخر و اذیت و آزار دیگر کودکان و هم­کلاسی­های­شان قرار گرفته­اند. این نپذیرفتن در اجتماع مقصد، از جمله موارد تأثیرگذاری است که نه­تنها روند تحصیلی کودک را متأثر می­سازد، بلکه چشم­انداز حیات کودک را نیز در هاله­ای از ابهام قرار خواهد داد.

برای مشاهده معضل کودکان کار از منظر آمار کلیک کنید

  • مکان زیست

محل زندگی بسیاری از این کودکان، در مناطق حاشیه­ای قرار دارند.  در چنین مناطقی، معمولاً مدرسه­ای برای تحصیل وجود ندارد.

منبع تصویر: https://salameno.ir/detail/16292050

کودکان نیز به دلیل اشتغال به کار و بُعد مسافت تا مدارس دیگر، از تحصیل علم محروم می­شوند. البته مناطق دیگر حاشیه­ای (درون­شهری یا برون­شهری)، با وجود داشتن مدرسه، یا دارای کیفیت پایین آموزشی­اند، یا به دلیل شرایط ناهنجارگونه محله، خانواده­ها اجازه تحصیل در مدارس را به کودکان­شان نمی­دهند؛ چرا که خانواده­ها معتقدند، مدارس در چنین محلاتی خود از جمله مکان­های آسیب اجتماعی به شمار می­آیند.

 

در مسئله فقر اقتصادی خانواده نیز گفته شد که یکی از دلایل اشتغال به کار کودک، درآمد پایین سرپرست خانواده می­باشد. اما لزوماً این درآمد پایین خانواده به مسئله اتباع بودن شخص باز نمی­گردد. بلکه این امر می­تواند ناشی از سطح پایین سواد یا تحصیلات و نداشتن مهارت سرپرست خانواده به کارهای پر درآمد شهری باشد.

کودکان کار : بررسی تاثیرات روان شناختی دوران کرونا

توسط دسته بندی نشدهبدون نظر

بررسی تاثیرات روان شناختی دوران کرونا بر کودکان کار

در تاریخ ۰۹/۲/۱۳۹۹ گفت و گویی در فضای لایو اینستاگرام بین جناب آقای محمدحسن داوودی مدیر مدارس کودکان کار صبح رویش و جناب دکتر علی صاحبی بنیانگذار موسسه تئوری انتخاب ایران با موضوع بررسی تاثیرات روان شناختی دوران کرونا بر کودکان کار صورت گرفت شما عزیزان میتونید این گفت و گو را به صورت تصویری و به صورت کامل مشاهده نمایید.

همچنین میتونید متن گفت گو را مطالعه نمایید:

ابتدا آقای داوودی از تجربه بازدید و شناسایی محله احمدآباد مستوفی که در جنوب شهر تهران است گفته‌اند و به  خانمی اشاره کردند که در محله میگفت: تا حالا سه گروه برای توزیع ارزاق آمده‌اند اما هیچ کدام به پای حرف هایمان ننشسته اند.

 س‍پس به آمار نظرسنجی مخاطبان صبح رویش اشاره کردند که طبق آمار  ۶۹ درصد مردم می‌گویند که نیازهای معیشتی مشکل اصلی مناطق آسیب است. و تنها ۳۱ درصد مردم نیازهای روانی محله های آسیب پذیر را مهمتر میدانند.

…………………

در پاسخ به این نکات جناب دکتر صاحبی فرمودند:

 که کودک کار یک آسیب جدی برای جامعه انسانی است و جزو مظلوم‌ترین اقشار جامعه به حساب می آید.

 سلامت روان یک موضوع اجتماعی است و سلامت روان جامعه همان سلامت اجتماعی است.

اگر کسی سلامت روان نداشته باشد و به تغذیه و نیازهای اولیه اش برسیم اصلاً نمی تواند به رشد و بلوغ روحی برسد.

 قبل  از کرونا هم سلامت روان کودکان مورد غفلت قرار می‌گرفت.

 مجموعه های زیادی روی بحث آسیب های جامعه کار می کند. آسیب هایی مانند اعتیاد؛ زنان سرپرست خانوار و تأمین بورسیه‌ تحصیلی کودکان

 اما چند مجموعه داریم که اولویتش سلامت روان بچه ها باشد؟

  تعریف سلامت روان توانایی احساس خوب داشتن با خود و رضایتمندی از زندگی است کسی سلامت روان دارد که در شرایط مناسب یستی و روانی می تواند خودشناسی داشته باشد و بتواند برای شکوفایی خود و توانمندی هایش گام موثر و آزادانه بردارد.

 چند کودک کار می توانند دنبال علاقه و استعداد شان بروند؟ کودکان چه سهمی از محیط دارند؟ و چه سهمی از محیط میبرند؟ کودکان کار مقروض به دنیا می‌آیند ؛ مقروض زندگی می‌کنند و مقروض از دنیا میرود.

 کودکان کار بدون اینکه سهمی داشته باشند آتیه خودشان را به تامین نیاز خانواده شان فروخته اند.

 آنها تلاش می‌کنند برای رفع فقر خانواده.  کودکان کاری داریم که دائماً کار می کنند کارهای سخت بدون هیچ پس اندازی خیلی از آنها هستند که جای والد و کودک بین شان عوض می شود و نقش پدر و مادر را در زندگیشان بازی می کند و این جابجایی نقش ها بسیار مخرب است. درک این موضوع که به عنوان یک فرزند باید مراقب و مراقبت کننده باشی خودش یک آسیب روانی است.

 جامعه به نوعی وظیفه دارد کودک را پرورش دهد و این فرصت در دست کودکان کار نیست چون نحوه برخورد جامعه با کودک نحوه درستی نیست. چون جامعه نمی داند این بچه ها فرصت های کوچکی دارند که باید کار کنند.

 بزرگترین آسیب روانی که کودکان می بینند این است که به خودشان احساس افتخار نمی کنند و همیشه احساس تکلیف و وظیفه دارند.

 کودکان کار احساس تعلق به جامعه ندارند کسی که احساس تعلق به جامعه نداشته باشد نه تنها کمکی به جامعه نمی کند بلکه احساس می کند باید تا می تواند عناصر جامعه را نابود کند و به قول معروف می گوید ((دیگی که برای من نمی جوشد سر سگ در آن بجوشد.))

 بچه های کار سلامت روان شان تحت فشار است چون احساس غرور؛ احساس افتخار ؛ احساس دستاورد و  احساس تعلق ندارند و از همه اینها مهمتر بازی است چقدر این بچه ها فرصت بازی کردن دارند؟

 در کنوانسیون حقوق کودک آمده است که هر بچه‌ای حق دارد بازی کند و وقتی بازی نمی‌کند سلامت روانش در خطر است.

……………

بعد از آن آقای داوودی به این نکات اشاره کردند که:

سلامت روان برای بسیاری از افراد قشر آسیب‌پذیر یک کالای لوکس به حساب می آید چون وقتی نیازهای اولیه مثل خوراک و پوشاک شان تامین نمی شود نیازهای سلامت روانشان در اولویت نیست.

متاسفانه ما چند روز پیش موردی داشتیم که آقایی به خاطر کرونا بیکار شده و خشونتش زیاد شده بود به طوری که مدام روی همسر و فرزندش دست بلند می‌کرد و به آن ها آسیب میرساند.

 کرونا باعث شده این مشکلات نمود پیدا کند.

 این نکته هم مهم است که یک پیوستگی وجود دارد نسبت به سیر شدن شکم خانواده ها و مشکلات روانی.

ما در مدرسه صبح رویش گروهی داریم به نام ((کراپ)) به معنی ..کمیته رسیدگی به آسیب های پرخطر کودکان..

در واقع یک اورژانس اجتماعی برای بچه هاست برای مثال دیشب مورد خودکشی داشتیم که خوشبختانه به خیر گذشت یا پسری هست که سه روزه به خاطر مسائل  و بحران های پیچیده خانوادگی به خانه نرفته.

همیشه می بینیم که حاشیه نشینی؛ اعتیاد؛ فقر و مسائل اقتصادی چه تاثیر مخربی روی خانواده‌ها دارد.

 خیلی نهادها باید به این قضیه رسیدگی کنند؛ در واقع ما در ایران ۱۳ نهاد داریم که متولی بحث کودکان کار هستند اما حقیقت این است که این بچه ها هیچ پناهگاه محکم و قابل تکیه ای ندارند.

 ذهن جامعه ما در رابطه با کودکان کار تصور مافیا و باند دارد که در واقع این درصد کمی از کودکان کار را در بر می گیرد.

 صبح رویش یک آمار متغیر از انواع مدل های کودکان کار دارد از کودکانی که در زیرزمین ها کار میکنند تا آنهایی که در چهارراه ها و معابر دستفروش هستند. این آمار به ما میگوید که کمتر از ۲۰ درصد بچه ها زیر نظر باند ها و مافیا ها مشغول کار هستند.

همیشه ما سعی میکنیم بچه ها در صبح رویش احساس افتخار و ارزشمندی کنند.

چند روز ‍  پیش از کودکی پرسیدم می خواهی در آینده چه کاره شوی. پاسخش خیلی من را به هم ریخت و از سوالم پشیمان شدم. آن کودک گفت می خواهم هیچ کاره شوم دیگر نمی خواهم کار کنم.

 این کودک از کار هم احساس ارزشمندی نمی‌کند در صورتی که کار خوب بسیار مهم و مقدس است.

 وقتی در دوران کرونا توی چهارراه ها به بچه‌ها دستکش میدادم آنها به طور عامدانه به گونه‌ای برخورد می کردند که من از آنها احساس ناامنی کنم. دستشان را به فرمان می زدند که مثلا که من کرونا بگیرم یا اینکه مشاهده می‌شود که به ماشین ها لگد میزنند و یا در فیلم جوکر دیدیم شرایط انسان را به دنبال انتقام گرفتن از جامعه می اندازد. چه چیزی باعث میشود این اتفاقات بیفتد؟

…………….

دکتر صاحبی در ادامه بحث فرمودند

  بچه های کاری که به خانواده و چیز های دیگر احساس تعلق ندارند  نمی توانند نیازهای بنیادین خود را ارضا شده ببینند.

 احساس امنیت و پیوند اینکه ما داریم روی یک کره زمین راه می رویم را نمی کنند.

احساس می‌کنند کسی که در جامعه دغدغه آن ها را داشته باشد نیست.

وقتی به آنها صرفا پول می‌دهید آنها حس دغدغه انسان دوستانه شما را درک نمی کنند چون بدون گفتگو و شنیدن حرف های طرف مقابل است و شما فقط خواستید که کمک خودت را مصرف کنید.

 کودکی را دیدم که آینه ماشین لوکسی را شکست؛ خود را در آینه دید و آینه را دور انداخت. گفتم چرا آیینه را دور انداختی گفت آنها پولدار هستند و می توانند برای خودشان آینه بخرند…

 این است که جامعه را نا امن می‌کند.

کودک کار در واقع یک اپیدمی مانند کرونا است. چرا باید مراقب کرونا باشیم؟ چون در نهایت آتش آن دامن خودمان را میگیرد. همان طور که جامعه نسبت به این اپیدمی آگاه شد و حساسیت نشان داد باید نسبت به کودکان کار هم این حس را داشته باشیم.

 طبق آمار هر سال ۳ هزار کودک کار اضافه می شود. شاید بگوییم کودک کار حاصل یک سری مناسبات اشتباه اقتصادی؛ سیاسی و فرهنگی جامعه است که برای مثال از جامعه سرمایه داری و یا از جامعه مذهبی نشات می گیرد و یک دولت با امنیت اقتصادی و رفاه می تواند این مشکل را ریشه کن کند. اما این کافی نیست. ما می‌دانیم ممکن است این مناسبات درست باشد اما هرکسی به نوعی باید خود را در قبال آموزش این کودکان مسئول بداند تا این مشکل ریشه‌کن شود.

 راه اصلی آگاهی به تمام جامعه است. اینکه بدانند کودک کار از کجا می‌آید؟ و بتوانند با آنها احساس شفقت داشته باشند.

 شفقت با دلسوزی فرق دارد. شفقت یعنی درک کردن و در عین حال احساس مسئولیت و کمک کردن به این بچه ها.

و اینکه بدانند برای  سلامت روان بچه ها باید به آنها آموزش و آگاهی حرفه‌ای و درست داد. عزت نفس برای این کودکان یک نیاز حیاتی است.

 آنها صرفاً نیاز به پول ندارند باید با آنها صحبت کنیم و به آنها احساس خوب بدهیم.

 کسی را میشناسم که در کودکی؛ کودک کار بوده. فقط یک بار کسی به او گفته است دوست داری درس بخوانی؟

گفته می خواهم ولی باید کار کنم.  و آن شخص هم در جواب گفته من کمکت می کنم.

 و آن یک نفری که در سر راهش قرار گرفت زندگی او را تغییر داد.

 در رابطه با وندالیسم (تخریبگری جامعه) کودکان. باید به این نکته اشاره شود که هر کسی درون خود یک ژن دارد که با آن به دنیا می آید و یک اخلاق.

 اخلاق را از جامعه و خانواده می آموزد. اخلاق یعنی در نظر گرفتن دیگری. ژن ما خودخواه است باید آموزش بفهمد که دیگری را ببیند.

 بچه ای که در خانه مقروض به دنیا آمده است و کارگر کوچکی است تمام نیرویش برای این بوده که برای خانواده و سرپرستش کار کند جایی برای آموزش ندارد که بفهمد هر کس حق خودش را دارد او فقط می بیند که دیگران برخوردار هستند و من نیستم تصورش نا عادلانه رفتار کردن جهان با اوست و برای همین می تواند به کسانی که هیچ نقشی برای به وجود آوردن این اوضاع ندارند آسیب برساند.

 برای همین است که برخی کودکان برداشت خصمانه نسبت به جامعه دارند. جامعه برای حفاظت از خودش باید دست به آموزش صحیح سلامت روان بچه‌ها بزند حرمتشان را حفظ کند و به آنها اعتماد به نفس هدیه بدهد.

به گونه‌ای رفتار کند که احساس بکنند انسان دیگری هم به آنها توجه دارد. نه این که سرچهارراه بچه ای را ببینیم به او پول دهیم ولی به او نگاه نکنیم. باید به او بگوییم روزت چطور بود؟ خسته نباشی. اسمت چیست؟ تا جایی که آن کودک در همان معبر همیشه منتظرمان باشد.

 بچه ها نیاز های مختلفی دارند یکی از آن نیازها نیاز به بقا و امنیت است اما در کنارش نیاز به قدرت و ارزشمندی؛ پیوند و خودمختاری؛ بازی و شوخی نیازهای مهمی است.

 اگر دیدید کودکی در کنار خیابان ساز میزند حتماً تشویقش کنید و بگید از موسیقی تو بسیار لذت بردم حتی اگر ساز ناکوک می زد. این کار باعث می شود که کودک احساس افتخار بکند.

 حتی اگر خودخواه باشید باید به آنها شفقت بورزید. چون آن کودک ممکن است در آینده برای خودمان نا امنی ایجاد بکند.

 آنها به جامعه‌ای که برای آنها مراقبتی را در نظر نمی‌گیرد به چشم خصم نگاه  می کنند.

 

 

………………

 

آقای داوودی به این اشاره کرد که در هایلایت اینستاگرام رفتار درست با کودکان را توضیح دادیم.

 اگر کودکی به شما اصرار کرد و یا رفتار اذیت کننده ای داشت رفتار پرخاشگرانه نداشته باشیم.

 به کودکان کار بی توجهی نکنیم؛ آن ها را سوال پیچ نکنیم. کاری نکنیم که آنها از ما حس ترحم دریافت کنند. نباید به آنها احساس غیر عادی بودن بدهیم.

 ما نمی‌گوییم که کار کردن کودک بد است در صورتی که کودک در فضای سالم کار مسئولیت‌پذیری را یاد می گیرد.

اما آن دختر بچه ای که ساعت ۱۲ شب بعد از کار؛ پا به محله دروازه غار می گذارد و احساس ناامنی می کند این کار برای او مخرب است و سلامت روانش را تهدید میکند.

………………………

دکتر صاحبی در جمع‌بندی مباحث فرمودند سلامت روان اولویت نخست کودکان کار است و نباید مورد غفلت قرار بگیرد.

 اگر فقط نیازهای اولیه آنها مثل خوراک و پوشاک تامین بشود و به نیازهای دیگران توجهی نداشته باشیم آن کودک می تواند یک موجود خطرناک در جامعه باشد.

 کودک باید لذت ببرد تفریح کند و از همه مهمتر از احساس ارزشمندی و لیاقت داشته باشد.

 بخش عظیمی از فعالیت های سازمان های مردم نهاد و خیریه ها مثل صبح رویش باید آموزش سلامت روان بچه ها باشد.

ما انسان های عادی به نوبه خود باید کودکان‌کار را جدی بگیریم اگر به آنها کمک کنیم به جامعه کمک کردیم و اگر آنها را در نظر نگیریم جامعه را نابود میکنیم.

 ما در جهانی زندگی می‌کنیم که موفقیت و رشد هر کودک و خوب بزرگ شدن او به نفع همه ما است و بی کیفیت زندگی کردن او به ضرر همه ما.

می‌توانیم به موسساتی که فعالیت های آموزشی حرفه ای نسبت به بچه های آسیب پذیر دارد کمک کنیم نه موسساتی که صرفاً حمایت قضایی از بچه ها میکنند.

 باید به موسساتی همچون صبح رویش به چشم یکی از مهم‌ترین نهادهای سلامت روان نگاه کنیم تا کودکان کار این احساس خستگی را نداشته باشند و به خود بگویند این معلمها و این مدرسه و این کسانی که به ما کمک می کنند به فکر ما هستند.

 بنده از صمیم قلب صبح‌رویش و تمام گروه‌هایی که به این شکل فعالیت میکنند را تحسین می کنم.