اشتراک گذاری
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در twitter

تبریز، شهر بدون گدا و کودک‌کار

تبریز نیم قرن است که یک رکورد جالب را در ایران به نام خود ثبت کرده است. شهر بدون گدا؛ در شرایطی که در اغلب شهرهای کوچک و بزرگ ایران، با انواع گداها از مرد و زن و کودک و پیر و جوان و ایرانی و خارجی و… مواجه هستیم؛ اینکه تبریز همچنان می‌تواند مدعی شهر بدون گدا باشد، جای پرسش و کنجکاوی دارد. این کنجکاوی‌ها وقتی بیشتر می‌شود که بدانیم نخستین خیریه در ایران در تبریز به ثبت رسید و شروع به فعالیت کرد. نخستین و قدیمی‌ترین خیریه کشور در شهر تبریز با عنوان «خیریه تبریز» در سال ۱۲۹۵ تاسیس شده است یعنی الان قدمت بیش از ۱۰۰ سال دارد. این خیریه متشکل از ۱۵ نفر از افراد نامی تبریز بودند که آن زمان، دورهم جمع شدند تا به افراد بی‌بضاعت، نیازمندان و کودکان بی سرپرست و یتیم کمک می‌کردند. خیریه مستمندان تبریز و خیریه نوبر تبریز قدمت زیادی دارند و از خیریه‌های مهم این شهر هستند که در زمینه کمک به نیازمندان بسیار فعال هستند.

آنچه از شواهد برمی‌آید، این است که به طور کلی مردم تبریز از سال‌های دور علاقه زیادی به نوع‌دوستی و کمک به همنوعان خود دارند و در این خصوص هیچ‌گاه منتظر سیاست‌گذاری‌های کشوری و سیاست‌های کلان دولت یا اختصاص بودجه به کمک مردم نیازمند نبودند و خودشان برای رفع نیازهای افراد بی‌بضاعت و… اقدام می‌کردند و پیشقدم می‌شدند .وی در خصوص این‌که آیا در زمینه کمک‌رسانی مردم به نیازمندان شهر، تبلیغی صورت گرفته می‌شد یا خیر، گفت: اگر قرار بود با تبلیغ مردم را به سمت کمک به مستمندان سوق دهیم تا با خیریه‌های سطح شهر همراهی کنند مطمئنا تا این حد موفقیت حاصل نمی‌شد و در همه شهرها مثل تبریز این اتفاق مهم می‌افتاد چون هم اکنون از طریق فضای مجازی، امکان تبلیغات گسترده وجود دارد اما اینکه عنوان می‌شود نخستین خیریه کشور در شهر تبریز راه‌اندازی شده است نشان می‌دهد که اهالی منطقه آذربایجان و شهر تبریز، اصالتا افراد محجوبی هستند و دوست ندارند زمانی که همشهری‌های خودشان با مشکلی روبرو می‌شوند دست نیاز به سمت افراد دیگری دراز کنند بنابراین خودشان پیشقدم می‌شدند. از آنجا که کسی از اهالی تبریز تکدی‌گری نمی‌کند بنابراین اگر کسی هم که از خارج شهر به تبریز بیاید و بخواهد تکدی‌گری کند به وی اجازه نمی‌دهند چرا که به‌زودی از سوی مردم طرد خواهد شد لذا مجبور می‌شود از این شهر برود. معمولا اگر متکدی در شهر دیده شود به خیریه‌های موجود معرفی می‌شوند و اگر نیازمند واقعی بود، مشکلش اعم از اشتغال یا مسکن از طریق خیریه‌ها حل می‌شود ولی اگر بخواهد گدایی را به عنوان شغل انتخاب کند به طور حتم طرد خواهد شد. برای این‌که شهرهای دیگر نیز خالی از متکدیان شود باید فعالیت‌های فرهنگی در این زمینه صورت گیرد چون اگر امروز تبریز به این جایگاه رسیده به خاطر فرهنگ مردمش بوده است.(۱)

تبریز شهر بدون گداست، اما اشتباه است که تبریز را شهری بدون فقر بدانیم، آمارهایی که نهادهای حمایتی از جمله بهزیستی، کمیته امداد و خیریه‌ها دارند نشان می‌دهد که جامعه آماری تبریز در حوزه فقر معنادار است، اما علت این‌که گروه‌های فقر در این شهر به سمت تکدی‌گری نمی‌روند یک سری زمینه‌های فرهنگی، اعتقادی و ایدئولوژیک دارد. همه این موارد دست به دست هم می‌دهد و تحمل فقر را در این شهر ارتقا می‌دهد تا به مرحله‌ای نرسد که فرد مقابل دیگران دست دراز کرده و اقدام به تکدی‌گری کند.

تکدی‌گری ضمن این‌که ممکن است یک پدیده حرفه‌ای باشد و تعدادی از افراد به صورت سازمان یافته به این کار دست بزنند، با یک پدیده‌ی اجتماعی از جمله “فقر” هم در ارتباط است، فقر خروجی‌هایی دارد که بزهکاری، طلاق، اعتیاد و همچنین تکدی‌گری از جمله آن است. زمینه اعتقادی این پدیده بر این مبناست که یاد گرفته‌ایم فقر باعث نمی‌شود که انسان از کنترل خارج شود و به مسیرهای غیررسمی از جمله تکدی‌گری وارد شود، بلکه با صبر، تدبیر، انفاق و قناعت در مقابل آن می‌توان ایستاد. انفاق نیز در تبریز جریان دارد و تعدد خیریه‌های شهر نیز گواهی بر این ادعاست، بنابراین نیاز فرد در صف اول از طریق اجتماع کنترل می‌شود.

تامین نیاز زیستی بسیار ضروری بوده و عدم تامین آن برای فرد بسیار سخت است، اگر فردی نتواند نیاز زیستی خود را تامین کند، به هر دری ممکن است بزند، اما در تبریز، در سطح اول از طریق انفاق، قناعت و تاب آوری نیاز فرد کنترل شده و به نقطه تکدی‌گری نمی‌رسد.

باید تحلیل شود که این اظهارنظر پشتوانه علمی و آماری دارد یا خیر. اگر اظهارنظری بدون پشتوانه پژوهشی و آماری است، قابل پیگیری بوده و باید از چنین اظهارنظرهای ناشیانه‌ای به ویژه در نهادهای رسمی پرهیز کنند، چرا که می‌تواند موجب تنش‌های اجتماعی شود. بعید به نظر می‌رسد که در چنین ساختار اعتقادی، فرهنگی، اجتماعی و شهری که اشتراک انفاق در آن جریان داشته و باعث کنترل تکدی گری در شهر تبریز شده است، افراد برای تکدی گری به تهران مهاجرت کنند. استاندار آذربایجان شرقی نیز در مورد “بدون گدا بودن تبریز” اظهار می‌کند: تبریز، به عنوان شهر بدون گدا، به افتخار کشورمان تبدیل شده و این به نقش انجمن‌های خیریه و انسان‌های نیک در منطقه ما بازمی‌گردد که الگوسازی کرده‌اند. کارهایی در تبریز و آذربایجان شرقی انجام شده که ماندگار هستند، به عنوان مثال جمع آوری متکدیان در این شهر سابقه‌ای ۷۰ ساله دارد؛ همچنین ایجاد مرکز ماده ۱۶در زمان استاندار اسبق آذربایجان شرقی سبب جمع آوری معتادان متجاهر شد. به همت مدیران نیک اندیش استان نیز تبریز به پاک‌ترین شهر کشور تبدیل شده است.(۲)

محمد باقر بهشتی، عضو شورای شهر تبریز در این باره می‌گوید: «این درست نیست که بگوییم تکدی‌گری در تبریز رواج پیدا کرده است. در این شهر قبل از انقلاب عده‌ای از مردم که بسیار متدین بودند دور هم جمع شدند و صندوق حمایت از مستمندان را تشکیل دادند، در واقع کمیته امداد از این صندوق ایده گرفته و صندوقی در شهر‌ها‌ی مختلف ایجاد کرده است. این صندوق در شهر تبریز دارای مجوز است و اگر شخصی در این شهر تکدی گری انجام دهد متولیان این صندوق می‌توانند با قوه قضائیه هماهنگ کنند و شخص متکدی را دستگیر کنند که در آن صورت اگر شخص واقعا نیازمند بود به او کمک می‌کنند و تحت پوشش قرار می‌گیرد اما اگر این طور نبود مسلما جلو او را خواهند گرفت. گاهی افرادی از شهر‌ها‌ یا کشور‌ها‌ی دیگر وارد تبریز می‌شوند و به تکدی‌گری می‌پردازند، معمولا این افراد توسط پلیس دستگیر می‌شوند و به محل اقامت خود بازمی‌گردند. این موضوع را نمی‌توان کتمان کرد که کمک کردن به افرادی که واقعا نیازمند هستند وظیفه دولت است و دولت باید طبق قانون اساسی به این اقشار کمک کند. در واقع در قانون اساسی آمده که وظیفه دولت ریشه کن کردن محرومیت در کشور است اما عده‌ای هم هستند که افراد حرفه‌ای در تکدی‌گری به شمار می‌آیند، این افراد و عده‌ای را استثمار می‌کنند تا برای آنها گدایی کنند و از این راه کسب و کار راه می‌اندازند. دولت اگر مشکل اقتصادی را حل کند خواه‌ناخواه بستر برای این گونه سوءاستفاده‌ها فراهم نمی‌شود. به شهر تهران هم که نگاه کنیم، بر سر خیلی از چهارراه‌ها‌ و پشت خیلی از چراغ قرمز‌ها‌ متکدیانی وجود دارند که از نوع گویش و لهجه آنها متوجه می‌شویم که اهل این حوالی نیستند، خیلی از آنها از شهرهای دیگر به تهران آمده اند و در اینجا مشغولند. اما مسئولان شهر تهران وجود این متکدیان را انکار نمی‌کنند بلکه در پی یافتن راه چاره‌ای برای آنها هستند.(۳)

 

به گزارش روابط عمومی بهزیستی آذربایجان شرقی، بهروز مهدوی در جریان بازدید از مرکز ساماندهی کودکان کار و خیابانی فرزندان رحمت، ضمن تشکر از زحمات این خیریه و فعالیت های بهزیستی استان در ساماندهی کودکان کار افزود: تلاش می کنیم با کمک این جمع افتخار تبریز بدون کودک کار خیابانی را برای همیشه در این شهر نگه داریم. مدیر کل بهزیستی آذربایجان شرقی در بازدید از مرکز ساماندهی کودکان کار و خیابانی  فرزندان رحمت، وحدتِ بین بخش خصوصی و دولتی را لازمه تحقق اهداف در تمام زمینه ها دانست. پیشرفت بخش دولتی و خصوصی در کنار هم میسر است، نه در برابر هم. نتیجه اقدامات این مجموعه در رابطه با حمایت از کودکان کار در شهر کاملا محسوس است و امیدواریم با همراهی و همکاری این خیریه با بهزیستی هر چه بیشتر شاهد بهبود شرایط زندگی این کودکان باشیم.(۴)

تبریز به عنوان شهر بدون متکدی از نظر کودکان خیابانی هم با کمترین آمار کشوری وضعیت مناسبی دارد و مسئولان نهادهای اجتماعی این روزها عزم خود را جزم کرده اند تا عنوان شهر بدون کودک خیابانی را برای این شهر به ثبت برسانند. معضل کودکان‌کار علاوه بر اثرات فردی از آنجا که نشانگر ناهنجاری در خانواده هاست در صورت بی توجهی می تواند پایه بسیاری از آسیب های دیگر باشد. کودکان خیابانی با جدایی از خانواده در کنار از دست دادن آرامش و امنیت خانه به طور معمول از امکانات اولیه زندگی همچون بهداشت و آموزش هم محروم می شوند. این کودکان علاوه بر سوء تغذیه و مشکلات بهداشتی، به دلیل مواجهه با انواع آسیب های اجتماعی؛ سلامت روحی و رفتاری خود را هم از دست می دهند، موضوعی که زندگی آینده آنها را تحت تاثیر قرار می دهد و موجب طرد شدن آنها از نظام و ساختار معمول اجتماعی می شود. سالانه در حدود شش هزار کودک خیابانی در کشور توسط بهزیستی پذیرش و ساماندهی می شود. مدیرکل بهزیستی استان با اشاره به اینکه شهر تبریز در سایه فعالیت موسسه های خیریه به عنوان شهر بدون متکدی مشهور است ، گفت: با توجه به انتخاب این شهر به عنوان شهر گردشگری جهان اسلام در سال ۲۰۱۸ درصدد به صفر رساندن آمار کودک خیابانی در این شهرهستیم.

ارشد زاده از تشکیل شورای ساماندهی کودکان خیابانی در قالب کارگروه فرهنگی و اجتماعی استان خبرداد و گفت: تحقق این هدف نیازمند همراهی شهرداری و دیگر نهادهای حمایتی و تشکل اجتماعی است. دولت به تنهایی نمی تواند این معضل را ریشه کن کند و سازمان های مردم نهاد نقش موثری در این خصوص ایفا می کنند. ساماندهی کودکان خیابانی نیازمند همراه کردن همه آحاد جامعه است، گفت: دولت باید برنامه تهیه کند و تشکل های مردم نهاد نیز آن را اجرا کنند. به هر حال از علل برجسته فرار کودکان خیابانی از خانه می توان فقر ( اقتصادی و فرهنگی ) خانواده، طلاق، اعتیاد، فوت یک یا هر دو والد براثر سوانح طبیعی و یا اجتماعی اشاره کرد ضمن اینکه کمرنگ شدن فرهنگ مذهبی و ملی و سست شدن بنیان ارزش های اخلاقی و اعتقادی در جامعه هم در بروز این معضل اجتماعی بی تاثیر نیست. در کنار این عوامل، به کارگیری راهکارهای تربیتی نادرست و تنبیه فیزیکی، تبعیض بین فرزندان، کمبود عاطفه، سوء استفاده جنسی، درک نکردن حساسیت های دوران بلوغ نوجوانی و تعدد زوجات پدر خانواده از عمده ترین علل قطع شدن رابطه کودک با خانواده و پناه بردن به خیابان است. پیامد فرار از خانه و پناه آوردن کودکان به خیابان هم چیزی نیست جز آغاز سوءاستفاده‌هایی از این کودکان از جمله بکارگیری آنان برای حمل و توزیع مواد مخدر، بکارگیری برای تکدی گری، بکارگیری برای انواع بزه از جمله سرقت، جیب بری، کیف زنی، کیف قاپی و خفت گیری، بهره کشی و سوء استفاده جنسی، بکارگیری در مشاغل خدماتی پست از جمله دست فروشی و معرکه گیری که آثار مخربی در سلامت جسمی و بهداشت روانی کودکان خیابانی برجا می گذارد.

در صورت حمایت های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از خانواده های کودکان خیابانی و گسترش سیستم تأمین اجتماعی، ایجاد و گسترش مراکز شبه خانواده برای کودکان خیابانی فاقد خانواده همچون سپردن آنان به خانواده های فاقد فرزند و استفاده از تجربیات موفق سایر کشورها در امور ساماندهی و بازپروری کودکان خیابانی می توان نسبت به حل این معضل اجتماعی امیدوار بود. اما آنچه مسلم است حل این معضل نیازمند همکاری دستگاه های اجرایی، سازمان های غیردولتی و خیریه است.(۵)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *